فروید و تاریخچه گرایش به رواندرمانی طولانی مدت؛1910 تا 1937
· 1913؛ «اگرچه هنوز کوتاه سازی فرایند تحلیل آرزویی است که منطقی به نظر میرسد اما طولانی بودن زمان مورد نیاز برای دستیابی به تغییرات عمیق در ذهن، مانع از حصول به آن میگردد.»
· Further recommendations in technique of psychoanalysis
· 1914؛ فروید در مقالهای از میان برداشتن مقاومت را به عنوان وظیفه اصلی روانکاو مورد توجه قرار میدهد. در این مقاله فروید به مقاومت سرکوبی؛ مقاومت ناشی از ایگو میپردازد. او به شکل خوشبینانهای می نویسد: «روانکاو مقاومتی را آشکار میسازد که برای بیمار ناشناخته است وقتی که مقاومت بیمار بهتر از گذشته برای او درک شد، بیمار غالباً موقعیتها و پیوندهای فراموش شده را بدون هیچ دشواری با هم مرتبط میسازد.»
· Remembering, repeating and working through
· 1918؛ فروید به اهمیت گرفتن اطلاعات علمی در هر تحلیل تاکید دارد. او اظهار میکند که رواندرمانی کوتاه مدت در این راستا بی اهمیت است. بعبارتی گرایش به تقدم بخشی دانش علمی در مقابل منافع درمانی را نشان میدهد. به نظر می رسد که افزایش بدبینی فروید نسبت به رواندرمانی کوتاه مدت با حرکت از:
· از مدل توپوگرافیک؛1900 به سوی مدل ساختاری؛ 1923
· از روش کاتارسیس به سوی تداعی آزاد و تفسیر رویا
· از نظریه نخست اضطراب به نظریه دوم اضطراب
· از مقاومت ایگو به سوی مقاومت سوپرایگو
افزایش مییابد.
· 1926؛ فروید بیشتر از یک دهه بعد از طرح مقاومت سرکوبی به طرح مقاومت سوپرایگو میرسد. او در مقاله خود مینویسد:
«احساس گناه ناهشیار منجر به فراخوانی مقاومت سوپرایگو میشود و این قدرتمندترین و نیز وحشتانگیزترین عامل برای کار رواندرمانی است»
· The question of lay analysis
· 1937؛ فروید در مقالهای به شکل بدبینانه در مورد مقاومت متأثر از سوپرایگو شدیداً تنبیهگر مینویسد:
«در آن زمان ما باید در مقابل برتری نیروهایی که میدانیم تلاش ما بر علیه آنها بیفایده است، سر تعظیم فرود بیاوریم. حتی تلاش جهت یک تاثیر روانی بروی خود آزادی ساده هزینهای سنگین بر نیروهای ما دارد.»
· و نهایتا فروید با صراحت بیان میدارد:
«اگر ما بخواهیم انتظارات جدیدی را که هم اکنون از طریق تحلیل درمانی بدست آمده تحقق بخشیم، ما نباید دوره درمانی را چه بعنوان ابزار و چه بعنوان هدف کوتاه کنیم.»
· Out line of psychoanalysis
· در مجموع فروید به مقاومت ناشی از سوپرایگو میپردازد. در جهت این مقاومت ما مجبور میشویم خود را محدود به هشیار نمودن مقاومت و تلاش در جهت فراهم آوردن انحلال تدریجی مقاومت سوپرایگو کنیم و این مستلزم زمان زیادی است که در رواندرمانی کوتاه مدت این مسأله اتفاق نمیافتد. اینطور میتوان نتیجه گرفت که فروید مقاومت سوپرایگو را دور میزند و روانکاو را بعنوان شیوه غلبه بر مقاومت سوپرایگویی معرفی میکند.
مصطفی محمودی قهساره